سلام.
خوبید ؟
امروز برای آخرین بار روی صندلی کلاس درس نشستم ! و بدین ترتیب احتمالا اگه واحد نیارم
از کلاس درس تا اطلاع ثانوی خداحافظی کردم. مگه اینکه با دعای خیر مردم بتوانم در مقاطع بالاتر ادامه تحصیل بدم
.
اجالتا فعلا این پست رو داشته باشید برای ینکه بدانید که من همچینان اکسیژن تلف می کنم و به یاد رفقای با مرامم هستم. راستش از پس ذوق مرگ شدم الان!! چیزی به ذهنم نمی رسه بگم جز اینکه همتون رو عاشقانه !!
دوست دارم
. شما هم دعا کنید این چند واحد زپرتی رو هم پاس کنم و دوباره بیام قاطی شما.
راستی کی جای من گل گذاشته بود؟ لااقل خارهاش رو بر می داشتید تا به دیفرانسیلم (این لغت به هیچ وجه دزدی نیست!!) آسیب نرسه !!!
برمی گردم !![]()
من هميشه، تكه ای از تنهايی ام را با غربت چشمهايت می آميزم.
و آنگه به رنگی می رسم، روشن تر از يكرنگی.
من تا هنوز، تا هميشه به تو معتقدم.
آنگه كه چشم فرو می بندی، به غلظت مسموم تاريك پا مي گذارم.
تنهايم، خاموشم، تاريكم.
اي بوی تو خوب، من به جاودانگی يك سوگند به وفايت معتقدم.
و شفافيت سنگين چشم هايت را با جمله ای اعتراف مي كنم،
آنگه كه می گويم: "مهربانم، چشم هايت را دوست مي دارم."

